به آینده ی روشن خوش آمدید
آنچه از ارزشیابی توصیفی باید بدانید را در این وبلاگ جستجو کنید.

آنچه از ارزشیابی توصیفی باید بدانید را در این وبلاگ جستجو کنید.

سلام
پسرای من و ببینید به خوبی می توانند لباس بپوشند.
لباس هایشان را تا بزنند.
در حفظ ونگهداری آن ها کوشا باشند.

پسرای قشنگم امروز تو کلاس تمرین کردن تا به تنهایی برای خودشان صبحانه ی مدرسه شان را تهیه کنند. بعد انجام کارشان از خوردن لقمه ها لذت بردند و برایشان خوشمزه تر بود.

مخصوصا الف (اَ؛اِ؛اُ؛آ؛او؛اي)
حرف و کلمه و جمله
وبشمریم باهم با سریع ترین روش

ترس از مدرسه یکی از اختلالهای روانی شایع در دوران مدرسه است که در کودکان دبستانی بیشتر دیده میشود. بسیاری از كودكان هنگام جدا شدن از والدین ناراحت میشوند بهخصوص در خانوادههایی كه حمایت افراطی از كودك انجام میشود. حمایت افراطی این پیام را به كودك میدهد: «محیط خطرناک است و تو ناتوانی!»
برخی كودكان هنگام جدا شدن از مادر اضطراب بسیار شدیدی پیدا میکنند. گاهی کودک در خانه هم مانند سایه مادرش را دنبال میكند تا به این وسیله بر اضطراب خود غلبه کند. چنین كودكانی به جدا شدن از مادر و خانه، تمایلی نشان نمیدهند چون به شدت به مادر وابستهاند. اضطراب جدایی بهصورتهای گوناگون مانند بیاشتهایی، دردهای شکمی، حالت تهوع، مشکلات خواب، سردرد و کابوسهای شبانه خود را نشان میدهد.
کودک به جزییات همه قوانین و مقررات مدرسه واقف نیست و تهدید و ترساندن او میتواند مشکلآفرین باشد بنابراین هرگز به او نگویید: « اگر غذا نخوری به معلمتان خواهم گفت.»
هراس از مدرسه، ترس شدیدی است که فقط در مورد مدرسه وجود دارد و کودک در مکانهای دیگر میتواند دوری از مادر را تحمل کند. این ترس میتواند از بخش خاصی از مدرسه، عملكرد تحصیلی یا محیط مدرسه یا در اثر تجربه اتفاقهای ناخوشایند، مانند آزاردیدن از دوستان در مدرسه یا مشکلاتی در مسیر خانه تا مدرسه باشد. در این موارد پی بردن به علت هراس، برای اقدامهای درمانی ضروری است.
برای اینکه ترس فرزندمان را از درس و مدرسه از بین ببریم، میتوانیم از روشهای زیر کمک بگیریم:
1 - برخورد مناسب با کودک در منزل :
چنین کودکانی به نظر دیگران در مورد خود حساس هستند، از سرزنش و مقایسه و تحقیر فرزندتان برای رفتارهایی كه دارد پرهیز کنید. دوستداشتن او را مشروط به مدرسه رفتن نکنید و وقتی از مدرسه رفتن اجتناب میکند، پیامهای هیجانی مانند «من دیگر مادرت نیستم»، به او ندهید و مساله را شخصی نكنید. کودک نباید حس کند برای خوشحالی مادر باید به مدرسه برود. دلیل مدرسه رفتن را برای كودك میتوان یک قانون اجتماعی بیان کرد. روابط خانوادگی نیز باید اصلاح شود. لازم است که با همسرتان در مورد لزوم حضور کودک در مدرسه، همسو باشید.
2 - معرفی تجربه جدیدی به نام مدرسه رفتن :
پیش از شروع مدرسه، حتی هنگام ثبتنام، کودک را با خود به مدرسه ببرید. فضای داخل مدرسه را به او نشان دهید و مربی و ناظم مدرسه را معرفی کنید تا آمادگی و آشنایی لازم را به دست بیاورد. در مواردی که کودک از محیط فیزیکی مدرسه وحشت دارد، گذراندن ساعتهایی لذتبخش در مدرسه میتواند به کاهش ترس او کمک کند، پس در روز تعطیل ساعتی را در مدرسه با بازی با او بگذرانید و اجازه دهید نقاط مختلف را جستجو کند و به ایمن بودن محیط پی ببرد. خاطرههای خوب و شاد مدرسهتان را برایش بازگو کنید.
با او در مورد مشکلات مدرسه نرفتن یا به دست نیاوردن شغل مناسب در صورت مدرسه نرفتن! صحبت نکنید. با آرامش کودکان را به مدرسه بفرستید و از تاکید و سفارشهای مختلف بپرهیزید. توجه داشته باشید که اضطراب والدین به فرزندان منتقل میشود. اگر کودک را خودتان به مدرسه میبرید، بهتر است برای تغییر شرایط مراقب دیگر که اغلب پدر است، این وظیفه را به عهده بگیرد.
3 - وقتی کودک در مدرسه است :
به او توانایی مراقبت از خود در مدرسه را بیاموزید، مثلا چگونه میتواند در مدرسه به تنهایی به دستشویی برود. باید بررسی كنید كودك در مدرسه مشكلی نداشته باشد و مورد آزار دیگران قرار نگیرد. آسان جلوه دادن مقررات مدرسه و وجود مربیای که ارتباط خوبی با کودک برقرار کند به آسانشدن حضور او در مدرسه کمک میکند. عوامل ناراحتکننده مانند تنبیه و توبیخ در مدرسه را باید از بین برد. کودک نباید بهعلت گریه کردن تمسخر شود و مربیان مدرسه نباید او را بهعلت گریه کردن به خانه بفرستند.
حتی اگر کودک سردرد و سایر علایم اضطراب را نشان داد، باید به مدرسه برود زیرا در این صورت بهتدریج علایم فروکش خواهدکرد. اگر اجازه دهید در منزل بماند به احتمال قوی علایمش تثبیت خواهند شد اما لازم است مدیر و معلم را در جریان وضعیت او قرار دهید چون این کودکان به توجه خاص نیاز دارند. داشتن مهارت ارتباطی مناسب و دوستیابی باعث کسب تجربههای مثبت وی میشود. با دادن مسوولیت اجتماعی به کودک کمک كنید بتواند بهتر ارتباط برقرار کند و نیازهایش را بیان کند. داشتن مسوولیتی در کلاس درس حضور او را در مدرسه هدفمند خواهد كرد.
4 - وقتی کودک از مدرسه برمیگردد :
وقتی کودک از مدرسه به منزل برمیگردد، حتما باید یکی از اعضای خانواده در کنار او باشد. پس از انجام تکالیف و درس خواندن، اجازه دهید اوقات فراغت، بازی و استراحت داشته باشد. او میتواند در بازی دلیل ترسش از مدرسه را از زبان عروسکش بیان کند و دانستن این علت به حل مشکل وی کمک خواهدكرد. اجازه دهید کودک درباره احساسش در مورد مدرسه صحبت کند.
برخی والدین تحمل دیدن احساسات منفی مثل ناراحتی و اضطراب را در فرزندشان ندارند و اجازه بیان آن را به فرزندشان نمیدهند در حالی که کودکان بهدلیل قدرت کمتر تحمل استرس، ممکن است این علایم را بیشتر نشان دهند. از مدرسه برای ترساندن و تنبیه استفاده نکنید. مثلا نگویید: «اگر درس نخوانی، به معلمت میگویم.» كودك را برای مدرسه رفتن تشویق كنید و اگر در خانه ماند، اجازه بازی و تماشای تلویزیون را در ساعتهایی که باید در مدرسه باشد، به وی ندهید و ضمنا خود را از گرفتن مشورت بینیاز نبینید.
حتما با کودکانی در بازهی سنی 6 تا 10 سال سروکار داشتهاید. در ادامه با ما همراه باشید تا با اصول تربیتیو آموزش کودکان بین 6 تا 10 سال بیشتر آشنا شویم.
کودکان در هر برههای از زندگی خود خصوصیات رفتاری ویژهای از خود نشان میدهند که این موضوع با توجه به شرایط خانوادگی و دوران رشد آنها متناسب است. اما بعضی از دورههای سنی اهمیت ویژهتری دارند. یکی از مهمترین دورههای زندگی افراد، بین سن 6 تا 10 سال است که آغاز جدی دوران یادگیری و فاصله گرفتن از دوران قبلی است.
کودکان در سن 6 تا 10 سال میتوانند بهتر از ذهن خود استفاده کرده و کارهای بیشتری را عینیسازی کنند. از همین رو براساس اصول و تربیت آموزش کودکان بین 6 تا 10 سال که سالهای دبستان را پشت سر میگذارند، آموزشها میتوان شکل واقعیتری به خود بگیرد و از فرضیهها و مسائل واقعیتر برای آموزش استفاده کرد.
یکی دیگر از ویژگیهای سنی 6 تا 10 سال این است که کودک از خودمحوری خارج شده و یادگیری جمعیرا میآموزد. در نتیجه رفتار جدیدی در جمع نشان میدهد و دوست دارد همیشه اول باشد. بنابراین از این حس رقابت و کار گروهی میتواند برای آموزش بهتر استفاده کرد.
یکی دیگر از مشخصات این گروه سنی که به اصول تربیت و آموزش کودکان بین 6 تا 10 سال کمک میکند، موضوع الگوپذیری جدی و مسئولیتپذیر است. از این رو میتوان با الگوسازی مناسب و سپردن مسئولیتهای کوچک، شرایط آموزشی بهتری را فراهم کرد.
اما در بازهی سنی 6 تا 10 سال، کودکان از تواناییهای بیشتر مغز خود استفاده کرده و میتواند یک موضوع را از جنبههای مختلفی بررسی کنند. در این دوره با صفات مختلف آشنا میشوند. بنابراین میتوانموضوعات آموزشی را زیباتر و جذابتر به آنها منتقل کرد.
اما دوران دبستان ویژگیهای منحصربهفردی دارد. کودکان در کلاس اول، کلاس دوم و کلاس سوم دبستان علاقهی شدیدی به یادگیری دارند و تلاش میکنند بیش از نوشتن، مشغول صحبت کردن باشند. از همین رو خیلی دوست دارند توانایی پاسخ دادن خود را نشان دهند.
یکی از مهمترین دوران زندگی کودکان در سنین 6 تا 10 سالگی است که بیشترین تغییرات رفتاری را نسبت به سالهای قبل و بعد نشان میدهند. از همین رو نمیتوان اهمیت ویژهی این بازهی سنی در مورد اصول تربیت و آموزش کودکان بین 6 تا 10 سال را نادیده گرفت.
شاید کوتاهی در این بخش سرنوشت آتی آنها در زندگی را دستخوش تغییرات ناخوشایندی کند.
، حتما با کودکانی در بازهی سنی 6 تا 10 سال سروکار داشتهاید. در ادامه با ما همراه باشید تا با اصول تربیتیو آموزش کودکان بین 6 تا 10 سال بیشتر آشنا شویم.
کودکان در هر برههای از زندگی خود خصوصیات رفتاری ویژهای از خود نشان میدهند که این موضوع با توجه به شرایط خانوادگی و دوران رشد آنها متناسب است. اما بعضی از دورههای سنی اهمیت ویژهتری دارند. یکی از مهمترین دورههای زندگی افراد، بین سن 6 تا 10 سال است که آغاز جدی دوران یادگیری و فاصله گرفتن از دوران قبلی است.
کودکان در سن 6 تا 10 سال میتوانند بهتر از ذهن خود استفاده کرده و کارهای بیشتری را عینیسازی کنند. از همین رو براساس اصول و تربیت آموزش کودکان بین 6 تا 10 سال که سالهای دبستان را پشت سر میگذارند، آموزشها میتوان شکل واقعیتری به خود بگیرد و از فرضیهها و مسائل واقعیتر برای آموزش استفاده کرد.
یکی دیگر از ویژگیهای سنی 6 تا 10 سال این است که کودک از خودمحوری خارج شده و یادگیری جمعیرا میآموزد. در نتیجه رفتار جدیدی در جمع نشان میدهد و دوست دارد همیشه اول باشد. بنابراین از این حس رقابت و کار گروهی میتواند برای آموزش بهتر استفاده کرد.
یکی دیگر از مشخصات این گروه سنی که به اصول تربیت و آموزش کودکان بین 6 تا 10 سال کمک میکند، موضوع الگوپذیری جدی و مسئولیتپذیر است. از این رو میتوان با الگوسازی مناسب و سپردن مسئولیتهای کوچک، شرایط آموزشی بهتری را فراهم کرد.
اما در بازهی سنی 6 تا 10 سال، کودکان از تواناییهای بیشتر مغز خود استفاده کرده و میتواند یک موضوع را از جنبههای مختلفی بررسی کنند. در این دوره با صفات مختلف آشنا میشوند. بنابراین میتوانموضوعات آموزشی را زیباتر و جذابتر به آنها منتقل کرد.
اما دوران دبستان ویژگیهای منحصربهفردی دارد. کودکان در کلاس اول، کلاس دوم و کلاس سوم دبستان علاقهی شدیدی به یادگیری دارند و تلاش میکنند بیش از نوشتن، مشغول صحبت کردن باشند. از همین رو خیلی دوست دارند توانایی پاسخ دادن خود را نشان دهند.
یکی از مهمترین دوران زندگی کودکان در سنین 6 تا 10 سالگی است که بیشترین تغییرات رفتاری را نسبت به سالهای قبل و بعد نشان میدهند. از همین رو نمیتوان اهمیت ویژهی این بازهی سنی در مورد اصول تربیت و آموزش کودکان بین 6 تا 10 سال را نادیده گرفت.
شاید کوتاهی در این بخش سرنوشت آتی آنها در زندگی را دستخوش تغییرات ناخوشایندی کند.
دبستان شهید خیرزاده ناحیه ۵مشهد
